در آذر ماه گذشته 3 مناسبت بزرگ را شاهد بودیم:
1) روز شهادت میرزا کوچک جنگلی که طبق معمول بدون برگزاری هیچ برنامه مفیدی برای شناساندن میرزا، افکار وی و دستاوردهای قیام او به پایان رسید. شبکه باران سیمای گیلان هم که مبادرت به برگزاری نشست تخصصی در این زمینه کرده بود، شاهد بودیم که به دعوای مدعوین با یکدیگر و تلاش آنها برای مصادره میرزا به نفع خویش، تبدیل شده بود.
2) روز دانشجو که هر سال بدتر پارسال برگزار می شود. نکته بسیار مهم مراسم امسال روز دانشجو، وقایع دانشگاه امیر کبیر بود. بنده از آقای رئیس جمهور نه تنها خوشم نمی آید، بلکه با بخش وسیعی از نظرات ایشان نیز مخالفم و نیز معترفم به این موضوع که اتفاقات رخ داده، نتیجه عملکرد نامناسب دولت فعلی بخصوص در زمینه مطالبات سیاسی دانشجویان است. اما هیچ کدام اینها دلیل نمی شود که به رئیس جمهور توهین کنیم. آتش زدن عکس رئیس جمهور و پرتاب لنگه کفش برای او، بدون هیچ تردیدی و با هر انگیزه ای توهین بوده و محکوم است. دانشجویان دانشگاه امیر کبیر همان اشتباهی را مرتکب شدند که دانشجویان دانشگاه تهران در روز دانشجوی سال 83 در برابر خاتمی انجام دادند. ما هر اندازه هم که انتقاد داشته باشیم، باید بدانیم که جایگاه دانشگاه و دانشجو، جایگاه توهین و برخوردهای احساسی نیست. اگر حرفی هست باید منطقی و با ادله زده شود، در غیر اینصورت بین ما و سایرین چه تفاوتی وجود دارد؟
3) برگزاری انتخابات 24 آذر که حرفهای خاص خودش را دارد:
الف) آشتی مجدد مردم با صندوق ها نشان داد که مردم به اشتباه بودن سیاست تحریم پی برده اند. اما باید تلاش کرد که این حضور هر چه بیشتر آگاهانه و از روی مسئولیت باشد، نه برای فروش رای.
ب) بروز نوعی عقلانیت در گروه های سیاسی و اتخاذ سیاست های ائتلافی و جبهه ای به جای چند پاره شدن و مجزا عمل کردن که در اصلاح طلبان عمیق تر خود را نشان داد.
ج) شکست لیست رایحه خوش خدمت، پیام روشنی برای رئیس جمهور خواهد داشت و امید است آقای احمدی نژاد با مراجعه به نظرات و آرای مردم با اصلاح روش خویش به خصوص در زمینه سیاست و اقتصاد، امنیت فکری شهروندان خویش را فراهم سازد.
د) وضعیت رد صلاحیت ها و برخی تائید صلاحیت ها نشان از آن دارد که آستانه تحمل حاکمیت از سویی بسیار کم و از طرفی به طرز عجیب و غریبی فوق العاده زیاد است. بعضی ها فقط به خاطر انتساب به اصلاح طلبان رد می شوند، اما برخی از لات ها، چاقو کشان و معتادینی بودند که تائید صلاحیت شده اند و اتفاقا رای هم آوره اند. ای کاش هیات ای نظارت استان با خویشتنداری و انصاف بیشتری عمل می کردند. رعایت عدالت انتظار زیادی نیست!
هـ) انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نفر اول در انتخابات مجلس خبرگان و نیز فاصله زیاد ایشان با نفر دوم و قرار گرفتن آقای مصباح یزدی در رده ششم، آشکارترین پیامش، کم طرفدار بودن تفکرات تندروانه در نزد مردم است. اسلام دین اعتدال است، به تعادل بازگردیم!
و) وضعیت اعلام نتایج انتخابات شوراها در شهر تهران و برخی شهرهای کشور، ابهامات زیادی را ایجاد کرده است، شایسته است دولت، شهروندان خویش را از سلامت انتخابات اخیر و نیز انتخابات آتی، مطمئن سازد!