تبليغاتX
مزرعه حیوانات

اخیرا آقای غلامحسین الهام سخنگوی دولت، وزیر دادگستری، عضو شورای نگهبان و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز طی سخنرانی در دانشگاه شاهد تحت عنوان آژیر خطر در نیویورک به انتقاد از روسای جمهور قبلی پرداخته و سیاست خارجی دولت های قبلی را منفعلانه قلمداد کرده اند. حرف هایی که طی دو سال گذشته به کرات از سوی همسر ایشان خانم فاطمه رجبی در مذمت و ایراد توهین نسبت مسئولین رده بالای کشور مطرح شده است. حال اینکه این خانم چه کاره مملکت هستند که به خودشان اجازه می دهند به زمین و زمان توهین کنند و هیچکس هم به ایشان نمی گوید بالای چشمت ابرو بماند ( احتمالا منظور رئیس جمهور از آزادی بیان کم نظیر در ایران همین توهین های خانم رجبی است) اما سوال اصلی بنده اینجاست که که چرا دولت فعلی برای اثبات خود می خواهد همش گذشته و دیگران را زیر سوال ببرد و در واقع با نفی دیگران خودش را ثابت کند؟ از سوی دیگر آقایانی که این چنین به مواضع روسای جمهور قبلی می تازند و آن را منفعلانه می خوانند گویی فراموش کرده اند که همه مسائل مربوط به سیاست خارجی کشور با نظر مستقیم مقام معظم رهبری تبیین می شود. از سویی اگر امروز اقای احمدی نژاد می تواند جشن هسته ای بگیرند و شوی تبلیغاتی راه بیاندازند محصول دیپلماسی و سکته های دیپلماتیکی است که روسای جمهور قبلی در کار مستکبرین ایجاد کردند. در ضمن اگر مسئولین اسبق سیاست خارجی این کشور انسان های نالایق و منفعلی بودند، هیچ وقت توسط رهبر معظم انقلاب به عنوان اعضای شورای سیاست خارجی این کشور انتخاب نمی شدند. پس بهتر است که آقای الهام کمی در انتخاب جملات خود دقت کنند اینطوری برای همه مان بهتر است...

+ نوشته شده در  86/07/29ساعت 1:30  توسط الف ـ صاد ـ کاف  | 

چندی پیش به طور کاملا اتفاقی و طی یک توفیق اجباری مجبور شدم هفته نامه چلچراغ را ورق بزنم و البته در این اعتقاد که مجله ای زرد با ادعاهای روشنفکری است راسخ تر شدم. اما در کشوری که فرهنگش در حد تبلیغات تنزل یافته و ارزش ها به ضد ارزش ها تبدیل شده اند شاید چلچراغ تنها راه برون رفت از وضعیت گند و اسفبار باشد. اما ای کاش چلچراغی ها با استفاده از طنز و به سخره گرفتن عرف ها و تعارفات دست و پاگیر مرسوم در این جامعه که همیشه منجر به معطل ماندن قانون شده است، این نظام کهنه و مزخرف را در هم بشکنند و شاید در پس تابو شکنی ها یک بار هم که شده با خودمان صادقانه کنار بیاییم و تلاش کنیم با ارتقای فهم و فرهنگمان بیش از این از قافله رشد و پیشرفت جا نمانیم و تن گذشتگانمان را که هویت و فرهنگ ایرانی را از دل ویرانه جنگ و خشونت و غارتگری به ما رسانده اند در گور نلرزانیم...

+ نوشته شده در  86/07/24ساعت 14:5  توسط الف ـ صاد ـ کاف  | 

بلاخره همانطور که پیش بینی می شد در انتخابات رئیس فدراسیون،تنها علی آبادی و کفاشیانبرای رقابت تائید صلاحیت شدند و خوب از حالا نتیجه انتخابات معلوم است و اصلا بهتر است دیگر انتخاباتی برگزار نشود. همانطور که از ابتدای ورود علی آبادی به جریان انتخابات نتیجه آن معلوم شده بود. با این وصف دوباره باد شاهد دور جدیدی از ناکامی های فوتبال در عرصه های ملی و باشگاهی باشیم. چه اینکه در همه این سال ها فوتبال ما از ورود این چنین چهره های صرفا سیاسی ضربه های جبران ناپذیری خورده است. توجه به سوابق علی آبادی حاکی از این نکته است که او به درد هر جایی می خورد الا فرداسیون فوتبال.به زودی همان بلایی که بر سر کشتی ما آمد و آخرین ثمره آن افتضاح نتیجه گیری در باکو بود برای فوتبال ما قابل پیش بینی است.

+ نوشته شده در  86/07/05ساعت 10:25  توسط الف ـ صاد ـ کاف  | 

با آغاز هفته دفاع مقدس، در اغلب جاها شاهد برگزاری مراسم یادواره شهدا هستیم. ما هم بنا به برنامه هر ساله سومین یادواره شهدای محل را در دست انجام داریم! همه کارها انجام شده، پوستر مراسم، دعوت نامه ها، پرده ها و ... با سخنران مراسم هم از سه هفته پیش هماهنگ شده بود! سخنران مراسم فرمانده لشکر ... بود که همیشه ادعای همسنگری با شهدا را دارد! اما تازه جناب سردار امروز یادشان آمده که کار دارند و نمی توانند بیایند و همه ما را قال گذاشتند! سال پیش هم یکی دیگر از همین آقایون ما را دقیقه ۹۰ به امان خدا ول کرد! بد عهدی آقایان مرا به یاد تقسیم بندی شهید باکری در خصوص مردان جنگ در دوران پس از جنگ می اندازد که بازماندگان جنگ به سه دسته تقسیم می شوند: اول آنان که نسبت به جنگ و ارزش های آن بی تفاوت می شوند دچار روزمرگی می گردند! دوم آنهایی که نسبت به جنگ موضع انتقادی می گیرند و به نفی گذشته خود می پردازند و دسته سوم که به ارزش های جنگ وفادار می مانند و از غصه دق می کنند. و  بعد شهید باکری می گوید:« بدانید جزو دسته سوم ماندن بسیار سخت است و خون دل خوردن می خواهد، پس دعا کنید هر چه زودتر در عرصه پیکار به شهادت برسید.» و امروز می بینم که حرف های آن روز شهید باکری کاملا درست است. مدعیان همسنگری با شهدا حتی حاضر نیستند در مراسم همسنگران خود شرکت کنند و یاد آن روزها را که فرماندهان پیشاپیش رزمندگان و جلوتر از آنان می جنگیدند، زنده کنند. روزهایی که اولین شهدای هر دسته و گروهانی، فرماندهان آن دسته و گروهان بودند. اما اینک... راستی چرا دیگر باکری ها و همت ها و چمران را نمی بینیم... راستی آقایان جزو کدام یک از سه دسته ای هستند که شهید باکری انان را برمی شمرد...

+ نوشته شده در  86/07/03ساعت 1:31  توسط الف ـ صاد ـ کاف  |