تبليغاتX
مزرعه حیوانات

هر از چندگاهی توی مملکت ما یه چیزهایی مد می شود و همه دانسته و ندانسته از آن پیروی می کنند، یعنی کافی موجی برخیزد؛ تا فرو نشستن آن معلوم نیست که چه بر سر ملت خواهد آمد!! جدیدا هم موج اعتراض به سریال های تلویزیون برخاسته و ایراد های بنی اسرائیلی از آن مد شده است! پس از اعتراضاتی که به پخش ساعت شنی و حلقه سبز صورت گرفت و نیز تغییراتی که در در مدار صفر درجه و صورت گرفت، جدیدا سریال پریدخت نیز آماج اعتراض ها قرار گرفته است!

یکی سایت های مشهور که تنها ثمره راه اندازی آن بد نام کردن نام مبارک « شهید رجایی» بوده است طبق معمول به همه جای مملکت اعتراض دارد و به همه بد و بیراه می گوید، معلوم هم نیست که گردانندگان آن بر اساس کدام قانون و با استدلال به چه حکمی اعم از شرعی و عرفی و حقوقی و فقهی و ... به خودشان اجازه می دهند که به همه توهین کنند! یک روز به مجلس، یک روز به نمایندگان، یک روز به خاتمی، یک روز به قوه قضائیه و فعلا هم که به صداو سیما بند کرده اند و لابد فردا هم اگر رئیس جمهور، که اینقدر سنگش را به سینه می زنند، اگر اقدامی خلاف میلشان انجام دهد، مورد بی مهری و حتی هتاکی شان قرار خواهد گرفت!

بعد هم که یکی از وعاظ مشهور بر سر منبر خویش باب اعتراض را باز کرده و پخش این سریال به مسئله بقای نظام ربط داده اند!!!

چرا دوستان نمی خواهند متوجه بشوند که پاک کردن مسئله بهترین راه حل مسئله نیست؟ چرا دوستان فکر می کنند که پنهان کردن مشکلات کمکی است به حل آنها؟ چه کسی طنز تلخ و در عین حال دوست داشتنی « شبهای برره» را فراموش کرده است؟! کجای آن انتقادات دروغ بود؟! چرا نباید به شهامت ضرغامی برای به روی آنتن فرستادن آن، آفرین گفت و به جای آن، او را تحت فشار قرار داد که جلوی پخش آن را بگیرد؟ آیا با عدم پخش « ساعت شنی» و یا وفقه در پخش آن، مشکلی از زنان و دختران و حتی مردان ما که دچار فساد و فقر و تن فروشی و اعتیاد شده اند، حل می شود؟ و سلامت اخلاقی جامعه که با سرعت هر چه بیشتر به قهقرا می رود به مسیر عادی خود بر می گردد؟ آیا با ارائه آمارهای دروغین و تصویر سازی گل و بلبل به جامعه خود خیانت نکرده ایم؟ آیا ضرغامی با جسارت به خرج دادن برای عریان کردن چهره فقر و فساد شایسته تقدیر نیست؟ آیا ضرغامی به خاطر اینکه رسانه ملی را بیانگر دردهای مردم با زبان هنر کرده است، باید به مجلس کشاند و سلاخی کرد؟ مگر حضرت امام (ره) نفرمودند که « هنر عبارتست از دمیدن روح تعهد در آدمی»؟ جز هنر متعهد کیست که از دردها بگوید؟ آیا ضرغامی برای به خدمت گرفتن هنر متعهد باید بازخواست شود؟ شاید لازم باشد دوستان یک بار دیگر مستند « فقر و فحشا» را ببینند تا بدانند که در مملکتی که « ام القرای اسلامی» لقب دارد، چه می گذرد!

امروز هم « پریدخت» بازگو کننده بخشی دیگر از دردهای ماست! درد اباحی گری و ظاهر پرستی های پوچ! چون در این سریال از 2 تا آدم به ظاهر مذهبی انتقاد می شود، باید آن را طرد کرد؟ کجای « پلوون اکبر » به یک پهلوان واقعی می ماند؟ او یک قلدر سر چاله میدان است که برای محرم امام حسین (ع) سیاه پوش گشته، کاری که لات و لوت های امروزی هم انجام می دهند! هر روز خدا علاف بر سر کوی و برزن و مزاحم ناموس خلق الله و ده شب محرم، سیاه پوش و سینه زن! آیا واقعا چنین تیپ هایی نماد واقعی مسلمان شیعه اند؟ آیا امثال پهلوون اکبر، دور و بر خودمان سراغ نداریم؟ یا « میرزا» که خود را خیلی مومن می دانست اما عاجز از گذشت و عفو گذشته ای در دور دست ها بود! آیا نداریم آنهایی که اسم و القابشان را تریلی هم نمی تواند بکشد، اما از رعایت جزیی ترین حلال و حرام های دین خدا عاجزند؟ یا « نادر خان» چون خان است و پول دارد و با حکومت سر و سری، می باید حتما ظالم و خدا نشناس باشد؟ آیا در ایام انقلاب کم بودند آنهایی که خان بودند ولی هم روابطشان و هم سرمایه شان در خدمت انقلابیون بود؟ مبارزین منتسب به « موتلفه» بهترین گواه ماست که می شود از پول و نفوذ برای پیشبرد اهداف انقلابی استفاده کرد! اگر ما از القاعده و افراطیون آن که دست بر قضا مسلمان هستند و ادعای دینداری نیز دارند، انتقاد کنیم به مومنین توهین کرده ایم؟! « پریچهر» نه تمجیدی است از عملکرد خان ها و نه توهینی است به مومنان! بلکه داستانی است از آدم هایی که در اطراف ما زندگی می کنند و انتقادی است از مدعیانی که با ادعاهای خود نه تنها مشکلی از ما حل نمی کنند بلکه خود به مشکل تبدیل می شوند! حال در لباس یک مومن دیندار و یا یک خان! و ضرغامی به خاطر تصویر کردن آن شایسته تقدیر است نه تنبیه!!!

+ نوشته شده در  86/11/02ساعت 1:39  توسط الف ـ صاد ـ کاف  |