تبليغاتX
مزرعه حیوانات

1)      تا اطلاع ثانوی از نوشتن معذورم! چرا؟ به علت اعزام به خدمت مقدس سربازی، جهت خدمت به کشور و هم میهنان گرامی! لذا از این پس خیالتون راحت باشه! با راحتی هر چه تمام تر بگیرید بخوابید! در خونه رو هم نمی خواد قفل کنید! ما بیداریم! مشغول نگهبانی ...

2)      آقا جان هر کی از ما طلبی، چیزی داره، ما داریم حلالیت می طلبیما! حلال کنید، فردا، پس فردا سر پل ما بهمون گیر ندید که حقمون رو ندادیا!؟ بلاخره اگه چیزی بوده همین جا کامنت بگذارید تا شخصا به حسابتون برسم!

3)      یک لحظه چشماتون رو ببندید و فرض کنید که هنوز جنگ تموم نشده و ما ها قرار باشه بریم جنگ! واااای، چه کرکر خنده ای می شد!! حقیقتا خدا رحم کرد که جنگ تموم شد! صدام ما رو می خورد!

 

بلاخره ما رفتیم دیگه! یا علی!

+ نوشته شده در  87/03/30ساعت 9:52  توسط الف ـ صاد ـ کاف  | 

چند روز پیش مقاله ای از تقی رحمانی در خصوص مقایسه قطبی و بازرگان در روزنامه کارگزان چاپ شد که نوعی مقایسه تطبیقی بین افشین قطبی و مرحوم بازرگان بشمار می آمد ولو اینکه نگارنده بگوید در پی آن نیستم. حالا این دو نفر چه ربطی بهم دارند بماند؟!  همانطور که خاتمی ـ رئیس جمهور سابق ـ با افشین قطبی مقایسه می شود. علت عمده اینگونه مقایسه ها علاقه مفرطی است که شخص مقایسه کننده به خاتمی، بازرگان و ... دارد و از هر چیزی راهی برای دفاع از آن شخصیت می سازند. در این مقایسه ها هم هدف قطبی نیست بلکه قانع کردن مخاطب جهت پذیرفتن خدشه ناپذیر بودن شخصیت بازرگان، خاتمی و ... است.

این مسئله در خصوص دکتر شریعتی هم صدق می کند. در مقابل شریعتی به طور عمده دو طیف داریم: موافق مطلق و مخالف مطلق. از بحث چرایی مخالفت ها و موافقت می گذریم چون در پی آن نیستم! به عنوان کسی که شریعتی خوانده و به او علاقمندم معتقدم که یک بار دیگر باید شریعتی را خواند؛ به این دلیل که نسلی که باید آنرا می خواند، شریعتی را ناقص خواند و با درکی ناتمام از آن وارد کنش اجتماعی شد؛ هر چند که خود شریعتی هم فرصت نکرد آرای خود را مورد بازنگری قرار دهد و تکمیل نماید! امروز باید شریعتی را خواند، فهمید که او چه می گوید و از او به عنوان پلی به سوی آینده گذر کرد! جامعه روشنفکری ما تا درست شریعتی را نخواند نه تنها عاجز از عبور از اوست بلکه ناتوان از تولید امثال شریعتی هاست! و همین شده که بخش بزرگی از جامعه روشنفکری ما مشغول درجا زدن است و از توهمات رنج می برد! و دچار آفتی به نام « تقلیل معانی» شده است! نمونه ای که در مقاله تقی رحمانی به وضوح دیده می شد!

از دیگر سو به این دلیل باید شریعتی را خواند چون که به لحاظ اخلاقی و سایر پارامترهای اجتماعی به مقطعی برگشته ایم ـ یا در حال بازگشتیم ـ که همان مباحث که برای شریعتی دغدغه بود و مطرح می کرد در جامعه ایرانی بروز کرده است! از این رو نمی توان شریعتی را جامعه شناسی دانست که جامعه خود را نمی شناخت ـ تعبیری که برخی مخالفین شریعتی در موردش بکار می برند ـ چرا که شریعتی درد زمانه خود که جهل، از خود بیگانگی فکری و فرهنگی، مصلحت پرستی و تهی شدن ارزش ها از معانی خود بود را تشخیص داده بود و از این رو بود که از پروردگارش برای حمایت از « حقیقت» در برابر « مصلحت» استمداد می طلبید. کویریات، اجتماعیات و اسلامیات شریعتی را باید یکبار دیگر از نو و عمیق خواند، فهمید، به آن عشق ورزید، اما نباید اشتباه نسل اول را مرتکب شد و در آن ماند.

+ نوشته شده در  87/03/23ساعت 9:54  توسط الف ـ صاد ـ کاف  | 

1)      گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه با تاخیری 3 ساله قرائت شد. البته با کلی تلخیص و کوتاه سازی که همین هم مورد اعتراض قوه قضائیه به عنوان قوه بازدارنده در جامعه مواجه می شود! از آن طرف هیات رئیسه مجلس تا حد امکان جهت عدم قرائت آن در صحن علنی مجلس کارشکنی می کند! در دادگاه های ما می نویسند « العدل اساس الملک» اما گویی آن چیزی که اساس نیست، عدل است!!

2)      مجلس هفتم در ادامه روند ناکامی هایش از استیضاح وزیر بازرگانی عاجز ماند تا به واقع به بدترین وجه ممکن به کار خود پایان دهد، هر چند که این استیضاح یک شوی سیاسی برای اعاده حیثیت از مجلسی که نمایندگانش در طول حیات آن بیش از آنکه وکیل المله باشند، حامی الدوله بودند، بود! نماینده ای که پیشنهاد دهنده استیضاح است طی جلسه 4 ساعته ای نه تنها امضای خود را پس می گیرد بلکه دوره می گردد و امضا جمع می کند که وزیر استیضاح نشود! حال پیدا کنید عدل را تا اساس ملک شود!؟

3)      وزیر کشور می رود چون تحمل فشارهای وارده از مافوق خود را که می خواهد تنهایی تصمیم بگیرد، ندارد. به جایش کسی می آید تا حرف گوش کن تر باشد! چون به عقیده رئیس عدالت اینگونه است که اعاده می شود! عدالتی زائیده توهم و فاقد مابه ازای بیرونی که همچون پول نفت که نه تنها بر روی سفره هامان نیست بلکه در هیچ جای زندگی مان تاثیر مثبتی ندارد! سطح رفاه با نفت 128 دلاری در سال 87 هیچ فرقی با نفت 8 دلاری سال 77 ندارد! و این همان عدالت است!!!!

4)      هاشمی رفسنجانی که در همه 30 سال پس از انقلاب حتی در زمان حیات شهید بهشتی نفر دوم این مملکت بوده باید نامه بنویسد و ثابت کند که هنوز در خط انقلاب است! از آن طرف عده ای خواستار تشکیل پرونده قضایی بر علیه سید محمد خاتمی به خاطر مسائل کوی دانشگاه شده اند و لابد محکوم می شود و باید برود آب خنک بخورد! از آن سو کسی که طی سال های میانی دهه 70 که سال های پرتنش در سیاست خارجی ماست، مسئولیت نفر اول سفارت ایران در آلمان را برعهده دارد به جاسوسی متهم می شود! عده ای دیگر اعضای بیت امام (ره) را به عدول از اندیشه های پیر جماران متهم می کنند! خدایا در این مملکت چه خبر است؟؟

5)      عباس عبدی به هاشمی فحش می دهد! صادق زیباکلام به عباس عبدی بد و بیراه نثار می کند! سلیمی نمین به همه چیز اعتراض دارد! تمام توان دولت صرف مبارزه با دانشگاه آزاد می شود! جاسبی به دولت می پرد! هاشمی به هر دو جوابیه می نویسد! رئیس دولت اعضای کابینه خود را همچون فوتسال، دسته ای تعویض می کند! و بعد آنها برای او و در انتقاد از سیاست های او نامه می نویسند، بعد رئیس برای آنها جوابیه می دهد! فاطمه رجبی خودش می برد و می دوزد و می پوشد! حاج منصور ارضی در منبر خود برای همه خط و نشان می کشد! حداد عادل برای لاریجانی پیغام و پسغام می فرستد و زیر چشمی باهنر را می پاید که یکهو دورش نزد! لاریجانی دوره می افتد تا حال حداد را بگیرد! دعوای رئیس و قالیباف بر سر منوریل و اتوبوس های شهری وارد سال چهارم شده است! قالیباف برای دولت اخم می کند، رئیس او را به چپ خود حساب نمی کند و در جای دیگری حالش را می گیرد! خاتمی در نقش شاه سلطان حسین دوره می گردد و موعظه می کند و همه را به صلح صفا دعوت می کند! اصولگرایان مسخره اش می کنند! اصلاح طلبان بعد از موسوی صاحب بت دومی به نام خاتمی شده اند و تقدیسش می کنند! حال از یک بت چه بر می آید، بماند! اصلاح طلبان دوم خرداد را صاحب شده اند! اصولگرایان هم سوم خرداد را به نام زده اند! ... استیلی زیر پای قطبی را خالی می کند! کاشانی زیر پای هر دو را تا مبادا علی آبادی بتواند از طریق بیادی او را دور بزند! قلعه نویی تو کار حجازی می گذارد! بعد حجازی و قلعه نویی، کریمی را کله می کنند! علی آبادی تمام اقتدارش را با بیرون کردن علی کریمی نشان می دهد! و قس علی هذا ... حال این وسط مردم به گور پدرشان! در تمامی مسائل فوق هم که حتما می دانید همه دارند برای رضای خدا کار می کنند! گمانم به دوستان همت می کنند تا کشور را به سمت ملوک الطوایفی پیش ببرند! 30 سال از انقلاب نگذشته که انقلابیون 72 ملت شده اند، نکته جالب هم اینست که هیچکدام هم دیگری را قبول ندارد! به یاد شعر معروف افتادم:

             چون سیر شدیم دور گشتیم ز هم     /        ای کاش که در گرسنگی می مردیم          به شخصه دیگر هیچ امیدی برای از سرگیری وفاق و همدلی در نزد مسئولین جهت رفع مشکلات مردم ندارم!

6)      خوب که فکر می کنم می بینم عجب الاغی هستم من، که دارم الکی الکی دستای خودمو توی حنا می گذارم؛ آقا اصلا هیچی ... ما غلط کردیم!!! گاو جان صد بار نگفتم جو نگیردت؟! من یکی چرا آدم نمی شم خودمم نمی دونم؟! ولی خدائیش خیلی خوب شدما، نه؟ شدما! خدائیش شدم! ... شدم؟ ... نشدم؟ ... شایدم نشدم!... شایدم شدم! ... وااااااااااااای ...

+ نوشته شده در  87/03/05ساعت 10:11  توسط الف ـ صاد ـ کاف  | 

مسابقات این فصل سری آ با قهرمانی تیم همیشه منفور اینترمیلان به پایان رسید! اما این دوره کالچو چند نکته خوشحال کننده و البته یک نکته ناراحت کننده داشت! نکته ناراحت کننده اش سقوط پارما به سری ب بود! اما نکات شادی بخش: اول کسب سهمیه لیگ قهرمانان از سوی یوونتوس عزیز بود! بیانکوری ها علیرغم تمامی اجحافاتی که در فصل گذشته در حقشان شد با سپری کردن یک فصل درخشان و کسب رتبه سوم پس از نرآتزوری و جیالورسی پاسخ محکمی به بسیاری از منتقدین دادند! و البته ستاره بی چون و چرای این فصل سری آ کسی نبود جز الساندرو دل پیرو که با به ثمر رساندن ۲۱ گل در صدر جدول گلزنان سری آ ایستاد! الکس در این فصل همه کاری کرد و باید شاهد هنر نمایی او به همراه ایتالیای بزرگ در یورو ۲۰۰۸ باشیم! و اما ... دیگر خوشی این فصل پنجم شدن روسونری ها بود که حسابی باعث خوشحالی ما شدند! و البته نباید از بنفش های فلورانس هم که فصل خوبی را سپری کردند غافل شد!

+ نوشته شده در  87/03/01ساعت 11:15  توسط الف ـ صاد ـ کاف  |