حضرت آية
الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت (دام ظله) در اواخر
سال 1334 هـ. ق در شهر فومن واقع در استان «گيلان»
به دنيا آمد
و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .
تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس
از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 هـ.
ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش
مى گذشت،
براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال در كربلا
معلى اقامت
نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم
حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى
خويى معروف)
بهره برد و در سال 1352 هـ. ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح
عالى علوم حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج
شيخ مرتضى
طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام حاج آقاى ضياء عراقى و
ميرزاى نائيينى (رحمةالله) در حوزه درسى آيت الله حاج
شيخ محمد
حسين غروى اصفهانى وارد شد.تاليفات معظم ، عبارتند از :يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و...
ایشان در بعدازظهر روز یکشنبه 27 اردیبهشت به دلیل عارضه قلبی و در سن 96 سالگی به دیار باقی شتافتند. در گذشت این عالم بزرگ جهان تشیع و این ضایعه جبران ناپذیر به همه ایرانیان و گیلانیان تسلیت باد.
علت نوشتن این مطلب، فیلمی درباره دوران دفاع مقدس بود است که به مناسبت روز ارتش، روز جمعه 28/1/88 از شبکه اول پخش شد.
از فیلنامه ضعیف و کاملا بی محتوای فیلم که بگذریم، کارگردان حتی به خودش زحمت
نداده بود ک
ه سلاح ها و جنگ افزارها را با توجه سازمان رزم کشورها انتخاب کند.
اسلحه سازمانی ارتش عراق، کلاشینکف و AK 47 است و سازمان رزم آن مبتنی بر ساختار روسی است که توسط شوروی سابق
شکل گرفته است. ارتش ایران دارای ساختاری آمریکایی ـ انگلیسی بود و اسلحه سازمانی
آن ژ ـ 3 محسوب میشود که اسلحه ای آلمانی است. ارتش عراق مجهز به انواع تانک های
روسی اعم از T 55،
T 65 و T 72 بود. تانک های M 60 و چیفتن تانک هایی انگلیسی هستند که
به سفارش ایران تولید شده بودند. ایران از نفربر های M 113 و امثالهم که همگی آمریکایی بودند
بهره مند بود. و عراق از نفربر های BMP-3 و MTLB
استفاده می کرد. البته هر دو طرف از تنوع بیشتری از ادوات زرهی برخوردار بودند و
غرض تفهیم این تفاوت ها است. اما فیلمساز تنها می خواسته یکسری ادوات زرهی و سنگین
را در یک خط به راه بیانداز تا فیلمش جذاب تر شود. حتی آرایش نیروها در هنگام
جابجایی غلط بود. در هیچ جای جنگ نه نیروهای ایرانی و نه عراقی گله ای حرکت نمی
کردند. نیروی پیاده بسته به استعداد نیرو، موقعیت و جغرافیای زمین، وضعیت منطقه
نبرد و ... حرکت می کند. برای پیاده روی و جابجایی نیرو در مسیرهای طولانی از روش
ستونی و معمولا ستون یک استفاده می شود. در زمان حرکت در زمین های مسطح و باز
معمولا از روش دشت بان، در زمان شناسایی مناطق تازه فتح شده و یا مناطقی که احتمال
کمین دشمن وجود دارد از روش های مثلثی و لوزی استفاده می شود. پس سبک حرکت نیرو
متناسب به شرایطش اتخاذ می شود.
واقعا چرا چنین فیلم های بی اساس و بی محتوایی ساخته می شود؟ چه چیزی را می
خواهیم به تصویر بکشیم؟ چرا همیشه در فیلم ها و در حالیکه از لحاظ نفر و جنگ افزار
در کمبود هستیم، باز هم ما پیروز می شویم؟ چرا همیشه این ما هستیم که با یک طرح فی
البداهه پیروز میدان نبردی می شویم که در دیگر سوی آن عراقی هایی هستند که هفته ها
و ماهها برای آن عملیات برنامه ریزی کرده اند؟ آیا حقیقت جنگ هم همینطور بود؟ آیا
واقعا در همه صحنه ها عراقی ها، همچون گله گوسفندان بی چوپان فرار می کردند؟ اگر عراق
در جنگ واقعا چنین ارتش بی نظم و بی خاصیتی بود، پس چرا جنگ ما 8 سال طول کشید و
طولانی ترین جنگ قرن بیستم لقب گرفت؟ آیا در برابر چنین ارتش ناتوانی، به جد و جهد
و راز و نیاز نیاز است؟ آیا در مقابل چنین سازمان دفاعی شکننده ای « و ما رمیت اذ
رمیت و لکن الله رمی» بکار می آید؟ و آیه « امن یجیب» کاربرد دارد؟ آیا برای اداره چنین جنگی از خود گذشتگی املاکی
و شب زنده داری های همت نیاز بود؟ آیا با تصویر کردن چنین فیلم هایی ارزش ایثار و
از جان گذشتگی های شهدایمان را زیر سوال نبرده ایم؟
برای تصویر کردن قدرت نظامی و دفاعی عراق همین قدر کافی که عراق از سوی 36
کشور حمایت مالی، نظامی، اطلاعاتی و تسلیحاتی می شد. سربازانی از کشورهای مصر،
سودان، اردن و یمن در جبهه های جنگ به نفع عراق بر علیه ایران می جنگیدند. و در اثبات
قدرت طراحی و تاکتیکی عراق باید از روش « دفاع متحرک» عراق یاد کرد که پس از فتح
خرمشهر، به عنوان جدیدترین تاکتیک تدافعی ـ تهاجمی در سراسر جهان از سوی عراق
پیاده سازی و اجرا گردید.
ارتش عراق در زمان حمله به ایران در سال 59 قویترین نیروی زمینی خاورمیانه و
یکی از بزرگترین ارتش های جهان محسوب می شد. صدام با تکیه بر همین ارتش قصد فتح سه
روز تهران را داشت، با اعتماد به قدرت
نظامی ـ دفاعی اش « خرمشهر» را « کلید بصره» می دانست و رجز می خواند « اگر ایرانی
ها خرمشهر را فتح کنند، کلید بصره را به آنها تحویل خواهم داد.» اگر ارتش عراق
قدرتمند نبود که دنیا بخاطر فتح فاو در والفجر 8 بهت زده نمی شد! بهتی که تا هم
اکنون ادامه دارد!
بیایید یکبار دیگر سینمای دفاع مقدس را مرور کنیم. واقعا چند فیلم به درد بخور
در این زمینه وجود دارد؟ همه فیلم ها درگیر کلیشه اند! در همه فیلم ها، چند نفر بسیجی
داریم که رفتار و سکناتشان با همه عالمیان فرق دارد. همه شان پلاک های شناسایی شان
را دور می ریزند. کلاه خود جهت حفاظت از سر و جان، هیچ کاربردی ندارد. کافی است
یکی شان تیر بخورد و یا شهید شود، نیمی از فیلم صرف گریه و زاری می شود، آنهم کجا؟
درست در خط مقدم، در حالکیه کل خط زیر آتش سنگین دشمن است و شما حتی نمی توانید
سرتان را از پشت خاکریز بالا بیاورید! نهایت خلاقیت را زمانی می بینید که در فیلم
های جدید برای اینکه ظاهر رزمندگانمان را امروزی تر نشان دهند به سرشان ژل می
مالند!!
بعد یکی هم پیدا می شود برای اینکه این کلیشه ها را نقض کند و بگوید که جبهه ها
فقط گریه و زاری نبوده و رزمندگان اوقات شادی را هم داشته اند، پاسور و تاس دستشان
می دهد و قمار باز معرفی شان می کند! چرا باید همیشه از یک طرف بام بیافتیم؟
همه اینها توهین به جنگ و ارزش های جنگ است. کوچک انگاشتن زحمات طاقت فرسایی
است که شهدای ما متحمل شدند. چرا کل جنگ را فقط به شکل جنگ پارتیزانی و تعقیب و
گریز نشان می دهند؟ چرا هیچوقت از عملیات های بزرگی چون فتح المبین، ثامن الائمه،
والفجر 8، طریق القدس، کربلای یک، کربلای 5 و ... فیلمی ساخته نمی شود؟ چرا هیچوقت
درباره علل شکست عملیاتهای بزرگی چون کربلای 4 و والفجر مقدماتی چیز گفته نمی شود؟
چرا نمی گویند که خیانت یک عنصر خود فروخته به نام ناخدا « افضلی» سبب شهادت
فرزندان این آب و خاک شد، تا امروز مقتل الشهدای والفجر مقدماتی که شهدای ما را آنجا
سربریده اند، زیارتگاه ایرانیان باشد؟ چرا کسی پیدا نمی شود از کربلای 2 در حاج
عمران فیلمی بسازد؟ عملیاتی که لو رفته بود و جوانان این کشور از یک عملیات لو
رفته یک پیروزی تاریخی ساختند!
به فیلم هایی چون اینک آخرالزمان، غلاف تمام فلزی، متولد چهارم ژوئیه، عملیات
مرداب، پرل هاربر، نجات سرجوخه رایان که همگی فیلم هایی جنگی هستند، نگاه کنید.
ببینید چگونه ارزش های والای انسانی و از جان گذشتگی سربازان و رزمندگان در جنگ ها
تصویر می شود. چگونه شکست ها و پیروزی ها در هم می آمیزند و غرور و افتخار را برای
صاحبان و بازماندگان جنگ ها به بار می آورند.
وزارت ارشاد، انجمن سینمای دفاع مقدس، کانون هنرمندان، خانه سینمای ایران،
گروه های تلویزونی سپاه و ارتش، گروه تلویزیونی روایت فتح، بنیاد حفظ آثار دفاع
مقدس و سایر دستن اندرکاران حوزه سینمای دفاع مقدس یک بار هم که شده کنار هم
بنشینند و تکلیف خودشان را با جنگ و ارزش های آن مشخص کنند و اگر نمی توانند فیلمی
شایسته شهدای گرانقدرمان بسازند، حداقل جلوی تولید فیلم های بدور از واقعیت که وهن
شهدا و دفاع مقدس است را بگیرند.