تبليغاتX
مزرعه حیوانات

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، تحلیل های مختلفی از هر سو به نفع و یا بر علیه کاندیداها در جریان است. بازار مکاره ای است که از هر طرف صدایی در جلب مشتری برای کاندیدای عرض شده، بلند است. اما سوالی که برایم مطرح است اینست که به چه کسی باید رای داد؟ به عبارتی بین هر 4 نفر گیر کرده ام. برای منی که در انتخابات گذشته و در هر دو مرحله به غیر از آقای احمدی نژاد رای داده ام، اکنون باید رای ندادن مجدد به احمدی نژاد، آسان باشد؛ در حالیکه این چنین نیست. چرا که در 3 نفر دیگر نیز مزیتی خاص و برتری چشمگیری نمی بینم که بخواهم یکی از آنها را انتخاب کنم. از طرفی در کنار نقدهای پیشین به احمدی نژاد، علامت سوالهای دیگری نیز برایم ایجاد شده که به شدت دنبال جواب آنها هستم. برآیند همه این مسائل ماندن بر سر چهار راهی است که نمی شود قدم از قدم برداشت.

علت اصلی این موضوع را باید در همسطح بودن کاندیداها دانست. هیچکدام از کاندیداهای فعلی چنان شاخص نیست که بتوان او را از میان سایرین برگزید. حتی تقسیم بندی اصولگرا ـ اصلاح طلب هم هویت واقعی خویش را از دست داده است.

کروبی نماینده صرف اصلاح طلبی نیست بلکه یک اپوزوسیون خوب است. اگر او رئیس جمهور نشود، عرصه سیاسی کشور صاحب یک اقلیت قدرتمند و تاثیرگذار خواهد شد. محسن رضایی دنبال دولت ائتلافی است. پس در کنار عدم تعلق به اردوگاهی خاص، بی اردوگاه بودن را هم تبلیغ می کند. هرچند که وابستگی اش به جریان اصولگرایی قابل انکار نیست. بعد از انتخابات هم به همان جایگاه فراجناحی خود، یعنی مجمع تشخیص مصلحت نظام بازخواهد گشت. میرحسین موسوی هم همینطور. او هم اصلاح طلب یا اصولگرای صرف نیست؛ هرچند که نسبتش با جریان اصلاح طلبی بیشتر است اما ریشه های قدرتمندی در جریان اصولگرایی دارد. تا جائیکه خیلی از وابستگان اصولگرایی عنوان کرده اند که اگر میرحسین برای دوره بعد خود را کاندید می کرد، حتما از او حمایت می کردند. میرحسین پس از انتخابات، احتمالا همان راهی را خواهد رفت که طی 20 سال اخیر طی کرده است. محمود احمدی نژاد هم اگر چه برآیند و برآمده از جریانات داخلی اصولگرایی است و تاکید می کنم که فرزند خلف همین جریان است و علیرغم عضویت در جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، نداشتن پایگاه حزبی را افتخار و حرکت در مسیر تحزب را نامطلوب دانسته و همچنان و مصرانه در پی برائت از وابستگی های جناحی است. احمدی نژاد پس از انتخابات و رای نیاوردن احتمالی، مجمع نشین خواهد شد و یا شاید در انتخابات آتی مجلس بعنوان نماینده، بازگشت مجددی به عرصه سیاست داشته باشد.

در بررسی برنامه های کاندیداهای فعلی نیز علامت سوال هایی جدی مطرح است که باز هم نمی شود یکی را بر دیگری ترجیح داد. رئیس جمهور، احمدی نژاد، همچنان برنامه های خود را بر بستر عدالت محوری، مبارزه با فساد و تبعیض و ادامه مسیر فعلی قرار داده است. کلیت برنامه های آقای احمدی نژاد عالیست اما در مرحله اجرا با چالش های جدی ای مواجه است. اینکه رئیس جمهور اعلام می کند مافیای اقتصادی داریم، کاملا درست است. اینکه می گوید افرادی در خلال این سال ها کشور و منافع آن را به ملک شخصی خود تبدیل کرده اند، صحیح است. اینکه بخش عمده ای از مخالفت ها با وی حاصل محروم شدن عده ای از درآمدهای بی حد و حصرشان از منابع دولتی در خلال این سالهاست هم غیر قابل انکار است. امامدیریت فعلی ایشان هم چنگی به دل نزده است. ذکر چند نمونه کافی است. رئیس جمهور در ماجرای آقای کردان، صداقت خود را زیر سوال برد. هر چقدر که رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا خوب حرف زد، در بحث سربازان انگلیسی و رکسانا صابری، عملکردی نامطلوب داشت و یک ناکامی محض دیپلماتیک بود.طرح بنگاه های زودبازده ایشان، برداشت های پی در پی از صندوق ذخیره ارزی، حذف شورای پول و اعتبار، انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی، الحاق بانک مرکزی به نهاد ریاست جمهوری، دستکاری سود بانکی و ... همگی اقتصاد کشور را با چالشهای جدی و غیرقابل انکاری مواجه کرده است. ضمن اینکه توضیحات رئیس جمهور در این زمینه ها ناکافی بنظر می رسد.

شیخ مهدی کروبی صاحب برنامه بلند بالایی است و در برخی موارد کاملا مشخص است که او چهار سال گذشته را بیکار نبوده و روی آنها کار کرده است. اگر برنامه های کروبی مو به مو اجرا شود، حقیقتا می توان به یک تغییر اساسی و مطلوب در همه ابعاد کشور امید داشت. تغییری که منافع بسیاری عاید شهروندان ایرانی خواهد کرد. اما نکته ظریفی که باید به آن توجه داشت اینست که جهت اجرایی شدن بخش عمده ای از این طرح ها، وی به قدرت و اختیاراتی به مراتب بیشتر از قدرت رئیس جمهور، مندرج در قانون اساسی نیاز دارد. شعار تغییر قانون اساسی ایشان هم که در همین راستا مطرح شده است، رویایی بنظر می آید. وقتی از تغییر قانون اساسی حرف می زنیم در واقع از حلقه وصل تمامی قوانین جاری این مملکت سخن می گوییم نه تعویض باتری ساعت مچی مان. چنین تغییری شاید به زمانی بیش از 2 دوره ریاست جمهوری احتمالی ایشان نیاز داشته باشد. پس با شرایط فعلی و در خوش بینانه ترین حالت شاید حداکثر 30% این وعده ها اجرایی شود و تنها دستآوردش سوخت شدن یکسری فکر و ایده خوب است.

برنامه های آقای محسن رضایی هم خیلی خوشبینانه بسته شده است. در واقع این برنامه ها در سیستم های چند حزبی مثل ایران خیلی جوابگو نیست. اگر چه طرح های خوبی است اما بیشتر در ساختارهای تک حزبی و یا سانترال دموکرات قابل اجرا و پیگیری است. بعلاوه اینکه دولت ائتلافی ایشان خیلی بسیط و کلی و در هنگامه اجرا بعید نیست که لنگ بماند.

اغراق نکرده ایم اگر بگوییم که میرحسین موسوی بی برنامه ترین کاندیدای حاضر در عرصه است. اگر چه او سرمایه های خوبی را برای حمایت از خود جلب کرده است و با چراغ خاموش در حال حرکت به سمت هدف است و معتقدم که اگر قرار باشد در انتخابات پیش رو شگفتی ای صورت بگیرد نام این شگفتی، موسوی است اما او هیچ برنامه مدونی را تا کنون اعلام نکرده است. اگر چه او محورهایی را مدنظر داشته است و اگر تبدیل به برنامه شوند در کنار کم حجم بودنشان قابلیت اجرایی بالایی دارند اما هنوز در حد انتقاد و ایراد از روند فعلی باقی مانده اند. میرحسین موسوی بهتر از هر کس دیگری به طرح ایرادات دولت فعلی پرداخته است و دقیق تر از هر کس دیگری مشکلات را ریشه یابی کرده است اما هنوز راه حل را نگفته است. در واقع میرحسین موسوی با همان استراتزی و روشی وارد گود انتخابات شده است که 4 سال پیش محمود احمدی نژاد با استفاده از آن برنده انتخابات شد. موسوی هم همچون احمدی نژاد، دستکاری افکار عمومی، مخاطب قرار دادن احساسات جامعه و برجسته کردن ایرادات و نقد دائم، بدون تشریح برنامه هایش را دستور کار خود قرار داده است. در واقع « سبز موسوی» در برابر « کاپشن احمدی نژاد» قرار گرفته است.

هر چند که باید اعتراف کرد احمدی نژاد در مناظره چند شب پیش خود با موسوی، نشان داد که یک سر و گردن در این کارها بالاتر از موسوی است. با اینکه موسوی خود را برای یک مناظره ساختاری و روش مند آماده کرده بود اما احمدی نژاد از نبوغ خود استفاده کرد و بدون اینکه وارد تشریح برنامه های خود شود و با اتخاذ موضع آفندی، مسیر مناظره را به سمتی برد که نه موسوی انتظارش را داشت و نه تا آخر مناظره توانست از شوک آن بیرون بیاید. موسوی نتوانست از خودش دفاع کند و احمدی نژاد ضرباتش را یکی پس از دیگری فرود آورد. احمدی نژاد با زیرکی از پاسخگویی به ناکامی های دولتش فرار کرد و همان چیزهایی را گفت که سالهاست درد دل مردم است. احمدی نژاد حتی در مناظره با کروبی نیز با طرح برخی سوالات ریشه ای از جمله دارایی ها وی و اعضای ستادش، بحث ارتباط مالی با جزایری، عملکردش در سالهای ریاست بر بنیاد شهید و عصبانی کردن وی، از پاسخگویی شفاف به برخی سوالات مهدی کروبی طفره رفت.

پس فعلا که بیابان مه آلود است باید صبر کرد ...

+ نوشته شده در  88/03/17ساعت 11:39  توسط الف ـ صاد ـ کاف  |