یکی از پایه های فوتبال حرفه ای داشتن فکر و اخلاق حرفه ای است. یعنی احساس
مسئولیت در قبال باشگاه و تیم، هم تیمی ها، کادر فنی، مسئولین باشگاه و هواداران
باشگاه و مضایقه نکردن از حداکثر تلاش جهت کسب پیروزی در زمین، ضمن احترام به تیم
مقابل و هواداران آن. بازیکنان بزرگی در سراسر دنیا می شناسیم که با اتخاذ
رفتارهای نامناسب ورزشی خود و تیمشان را همواره در حاشیه قرار می دادند. بزرگترین
نامی که می شناسیم دیگوی بزرگ است ـ اسطوره فوتبال تمامی دوران ها. پل گاسکوئین،
پائولو دی کانیو، هریستو استویچکف و ... هم از همین سلک بودند. هر چند که اینان در
زمین فوتبال نهایت تلاششان برای پیروزی بر حریف انجام می دادند. در مقابل ستارگانی
همچون الساندرو دل پیرو، روبرتو باجو، رائول گونزالس، پائولو مالدینی، آلن شیرر و
امثالهم در کنار تلاش برای کسب پیروزی در زمین، در قبال باشگاهشان متعهدند، به
هواداران احترام می گذارند و هریک تا مقام اسطوره های باشگاه شان پیش رفته اند.
در فوتبال ما کریم باقری از معدود بازیکنان حرفه ای است. علیرغم سن و سالش می
دود، می جنگد، از تلاش خسته نمی شود و نهایت کوشش را در زمین ارائه می دهد. بیرون
زمین هم حاشیه ندارد و نهایت تعامل با هواداران را نیز دارد. هر چقدر هم که از
دایی خوشمان نیاید نمی توان منکر وجود چنین اخلاقی در وی نیز شد. جواد زرینچه،
مازیار زارع، محرم نویدکیا، فرهاد مجیدی، پژمان نوری، احمدرضا عابدزاده نیز کم و
بیش از همین دسته اند. و البته هر روز از تعداد این افراد در حال کاسته شدن است.
خداداد عزیزی یک بی تربیت محض است که هیچ چیزی برایش مهم نیست. ( این حرف حاصل
تجربه دیدار رودررو با خداداد است) هاشمی نسب از او بدتر. نیکبخت در زمین قدم می
زند و حال و هوای هواداران بر روی سکوها اصلا برایش مهم نیست. مجتبی جباری همیشه
ناز دارد. محسن بنگر آنقدر بی فکر است که از دقیقه 18 بازی، تیمش را در زمین الاتفاق
10 نفره می کند و مقدمات باخت تیمش را فراهم می آورد. آرش برهانی به جای پنالتی
زدن به رقص پشت توپ اکتفا می کند و با هدر دادن پنالتی، به راحتی هر چه تمامتر
تیمش را از کسب 3 امتیاز محروم می کند، قلعه نوعی را تا آستانه سکته پیش می برد و
برای تماشاگران اعصابی باقی نمی گذارد. محسن یوسفی ابتدای بازی و در نیمه زمین
حریف، بازیکن پاختاکور را دراز می کند و داور راه خروج را به او نشان می دهد. صبا
خیلی راحت می بازد. خوب که نگاه می کنیم همتراز با عوامل فنی، نبود اخلاق حرفه ای
و عدم احساس مسئولیت نزد بازیکنان، بزرگترین عامل عدم نتیجه گیری تیم های
فوتبالمان در دوره های مختلف بخصوص دو ماهه اخیر است.
اینجاست که وجود بازیکنانی چون سیروس قایقران که به لحاظ فنی در زمین و رعایت
اخلاق حرفه ای در خارج از زمین نمونه اند، غنیمت بشمار می روند. سیروس هیچ وقت به
حریف توهین نکرد، دل هواداری را نشکست، با کادر فنی و مسئولین باشگاهش درگیر نشد، مردم
داری کرد و هرجا که « نه» شنید، بی سر و صدا خداحافظی کرد. و او لیاقت اینکه
اسطوره ای تمام ناشدنی برای همه ماها بحساب آید را داشت و اینک سیروس نه فقط سمبل
انزلی و ملوان بلکه محبوب قلب هزاران ایرانی ست و بر قلب هایمان حکومت می کند.